تولد لی لی

خرید بک لینک
سلام بعد دوماه !!!!

فقط درین حد وقت دارم بنویسم که این دوماه به واقع سخت ترین روزای عمرمو گذروندم

نه به مبالغه

واقعا سخت بود

خیلی روزا کارم گریه کردن بود

هم واسه زایمان

هم بچه داری واسه من خیلی سخت بود

همین الانم خدا کمک کرد بتونم بیام این پستو بزارم

فقط تنها دلخوشی ای که این چنروزه پیدا کردم اینه که داریم وسایلامونو جمع میکنیم برگردیم خوزستان تا آخر ماه

با لی لی و گریه های بی وقفه ش نمیتونم تنهایی ادامه بدم

به حدی گریه میکنه که کبود میشه و نفسش میره مجبورم تکونش بدم تا نفسش برگرده

همش درحال گریه کردنه

مامانم مجبور شد تا 40 روزگیش بمونه

اما بلاخره دیگه باید میرفت

انشالا وقت کنم بیام جریان افتضاح زایمان وحشتناکم و جریاناو بلاهای بعدشو بنویسم

نیازمند دعاهاتونم

نی نی و بی بی...

ما را در سایت نی نی و بی بی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 18:33

صفحه بندی